Monday, April 30

این روزها

۱-برایت خیلی خوشحالم، خیلی زیاد! البته حسودیم هم شده، به تو که به آرزویم رسیده‌ای. آرزوی محال.
۲-شاید منتظر همین آخرین قدم بوده‌ام (آخرین به زعم من البته). طعمش تلخ و گس است اما من خوشم آمده خیلی!
۳- حرفی برای گفتن نمانده.

16 comments:

samira said...

een yani chi shod alaan doostam?

Azadeh said...

Manam hamin ke Samira goft!

به آهستگی said...

آزاده و سمیرا جان بعضی وقتها آدم افسرده است فقط همین. جدی نگیرید

Azadehَ said...

بد تر شد که!

حسنی مشهور said...

فکر کنم من هم خوشحالم اما خیلی هم مطمئن نیستم زمان همه چیز را معلوم می کند. شاید سال دیگه یا 2 سال دیگه که به آخرین آرزویت هم برسی آن وقت خیلی خیلی خوشحال تر از حالای من باشی. وقتی که من فکر می کنم چی می شد اگه یه سال دیگه هم صبر می کردم ولی لااقل به یه هدف خیلی مهم دیگه هم می رسیدم.چیزی که شاید کلا از دست بره.
راستی از خوشحالیت خیلی خوشحالم

به آهستگی said...

توجه نکرده‌ای به کلمه محال!درضمن دوست داشتم ازت بپرسم چرا یک سال دیگر هم صبر نکردی؟

حسنی مشهور said...

شاید فقط یک تصادف بوده با این فرض که این آرزو دیگر از محالات است. شاید هم انتخاب ساده تری بود (خیلی راحت تر و آسون تر از یک شروع جدید تو یک جای جدید) البته این دلیل دوم به روحیه راحت طلبی من نزدیک تر است.

یک وحید said...

آی برای خودت می‌بری و می‌دوزی. ه
اولا محال نیست.شاید به برسی! ه
ثانیا با این خانم محترم موافقم.ه
چقدر سرکار گذاشتن دیگران مزه می‌ده! ه

حسنی مشهور said...

در همین جا و در حضور تمام خوانندگان محترم این وبلاگ قسم یاد می کنم که هیچ کس را سر کار نگذاشتم و این حرف افترایی بیش نیست (در صورت لزوم حاضرم در برابر یک هیات منصفه بی طرف شهادت هم بدهم)

yekvahid said...

manam ke kol majara ro midonam in akhari ro nafahmidam.
khososan shahadat dadano!!

یک نفر said...

هدفت از نوشتن این چی بوده؟ سرکار گذاشتن مردم؟ :)))))

به نظرم هدف دیگه ای نمی تونستی داشته باشی! چون آدم یک حرف خصوصی رو تو وبلاگش نمی نویسه معمولن!

پس نتیجه می گیریم که تو خیلی بدجنسی!

بدجنس! بدجنس! بدجنس!

به آهستگی said...
This comment has been removed by the author.
به آهستگی said...

برای یک نفر: من قصد سرکار گذاشتن نداشته‌ام، دل تنگ بودم و کسی را برای درد دل نداشتم. حسنی و یک وحید ماجرا را کمی شور کردند !به هر حال ببخش

Anonymous said...

بازهم که نشد ماجرا را تعریف نکردی؟

سمیرا said...

آقا یعنی چی. آدم هرچی دلش بخواد توی ِ وبلاگش می نویسه. و اون قدری که خودش بدونه براش توضیح می ده. دیگه اگه خدا بخواد وبلاگ واقعاً مال ِ خود ِآدمه . جایی که دیگران هم آدم رو تفتیش نکنن به خاطر ش. "به آهستگی" حق داره هرچی بخواد این جا بنویسه، با مقدار توضیحی که دوست داره واین فکر می کنم حق ِ طبیعیشه.

به آهستگی said...

سمیرا جان دستت درد نکند، حرف دلم را زدی.