Sunday, June 10

سفر


دیدم دوستی از سفرنوشته گفتم من هم بنویسم. با اتوبوس رفتیم هلند و برگشتیم. این هم خاطرات سفر:


0- عاشق مسافرتم آن هم از نوع جاده ای. این بار هم سفری بود در اتوبانهای اروپا با کناره‌هایی که تا چشم کار می‌کرد سبز و بود سرخ از شقایق‌ها، و رودخانه و عاقبت دریا.

1-موقع رفتن یک ربع زودتر از زمان مقرر درایستگاه بودیم و تا نیم ساعت بعد هیچ خبری از اتوبوس نبود وقتی از مسول محترم سوال کردیم با لبخند گفت این مقدار تاخیر طبیعی است. موقع برگشت 5 دقیقه دیر رسیدیم و راننده و مسول محترم تر کلی توبیخ‌مان کردند. این هم ازتفاوت روحیه آلمانی و فرانسوی.

2-توی بلِژیک که کشوری فرانسه زبان‌ است همه اسم‌ها آشنا بود. از شبکه‌های مخابرات تا فست فودهای زنجیره ای انگار یک استان دیگر فرانسه. فکر کردم ایران هم موقعیت مشابهی داشته در مقابل تاجیکستان و افغانستان.

3-رتردام که از اتوبوس پیاده شدیم هیچ احساس غربت نمی‌کردم، انگار نه انگارکه اولین بار است توی این شهر راه می‌روم. این هم از مزایای زندگی در غربت که اساسا احساس تعلق آدم را با خاک یکسان می‌کند.

4-چرا یک نفر ازمهاجرین ایرانی اینجا لطف نمی‌کند مغازه بزند و اجناس ایرانی بفروشد تا مجبور نشویم از مغازه عرب‌ها در دلفت کنسرو قورمه سبزی بار بزنیم. البته انصافا صحبت با خانم فروشنده افغانی دلنشین بود و لذت بخش.

9 comments:

samira said...

دوستم حالا باز اون جا ایرانیی هست که بگی باید مغازه بزنه. این جا که کسی نیست غیر از ما 3/4 تا دانش جوی ِ دکترا . مگه ما مغازه بزنیم..ای بابا این جا هم تاخیر، فرانسه هم تاخیر...من یه بار باید برمآلمان ببینم اون جا چه خبره واقعاً..

Anonymous said...

http://represar.blogspot.com/2007/06/blog-post_08.html

leilA said...

doostam khosh hAlam ke khosh gozashte va migzare!!!in ehsAs e ta'allogh ke gofti bas mozakhraf chizist ke ensAn rA az rAh be dar mikonad!!! ehsAs e ta'allogh chie??? to mAl e oon jAyi hasti ke toosh khosh hAl tari!! baeed midoonam velAyat e mA chizi barAye del khoshi dAshte bAshe(ehtemAlan be joz khoonevAde)!!!

Saina said...

آناهیتا جان خودم پایه ام به جای علوم شناختی خوندن و یا اطلاعات عددی در شرکتها و یا طراحی کلی؟!! و یا امور مالی اونم در دانشکده ی حقوق!! برم کنسرو قورمه سبزی بفروشم. اصلا رستوران ایرانی بزنم. ها؟ چی می گی؟
از شوخی که بگذریم زیبا نوشتی و باز ارتباطم برقرار شد

عبدالحسین دهقانی said...

سلام
توی هلند که میگن مغازه ایرونی زیاد هست.

طاهره said...

سلام. جاي مارو هم خالي كنيد. از زندگي در اينجا خسته ام

Anonymous said...

omidvaram manam yek rooz beram safar!

http://halemankhobast.blogfa.com/

BA}{AR said...

بلژیک دو قسمت دارد
یک قسمت هلندی زبان
یک قسمت فارسی زبان
فرصت دیدار را از دست دادیم....

آناهیتا said...

من هم متاسفم که نشد همدیگر را ببینیم
اما ما حدود 30 ساعت در هلند بودیم و فقط 30 دقیقه در آمستردام
به امید دفعه بعد