Sunday, June 3

زنی در میان جمع

هر سال آخر فروردین وقتی سرمست از رنگ و بوی بهارم یک سال به عدد سال‌های زندگی‌ام اضافه می‌شود. این عدد اگرچه هنوز با سی کمی فاصله دارد، اما نمی‌دانم چرا باورم شده که زنی سی ساله ام. زنی درآستانه میانسالی.
وقتی به عقب نگاه می‌کنم جوانی و نوجوانی این زن سی ساله به هیچ وجه ربطی به این روزهایش ندارد. انگارهمه چیز و نه شاید همه کس دست به دست هم داده بودند تا آنکه باید نباشم.
تا دخترنوجوانی که بود حتی به تعدادانگشت‌های یک دست هم عاشق نشود وهر بار با احساس گناه بسیار شکوفه‌های نشکفته حس‌اش را پر پر کند، تا دختر جوانی که بود برای سرشار شدن از همه آنچه حق طبیعی‌اش بود ناتوان ونابلد باشد.
ایکاش زن نه چندان جوانی که مانده امروز فرصت بهره‌مندی از دنیای دور برش را داشته باشد، رها از خاطرات گذشته.
شاید به نظر خیلی مسخره بیاید اما دیروز یک کرم مرطوب کننده ایوروشه خریدم.

9 comments:

Mitra said...

Anahita,
man chand vaght pish az linke ye weblogi residam be webloget(yadam nemiad az kodoum),
az un moghe be baad mikhunamet,
dust daram neveshtehato,
kheyli dust daram bebinamet,
khosousan ke kamabish inja tanha ham hastam,
halesho dari?
mitra

آناهیتا said...

میتراجانسلام
حال راحتما دارم دوستی های تازه همیشه دلپذیراند برایم
اما یک سوال تو کجایی و چه‌طود می‌تواتیم همدیگر را ببینیم؟
راستی من وبلاگ فارسی ات را هم نمی‌توانم بخوانم

mahi said...

سلام
می خونمت جند وقتیه
این نوشته ات ولی خیلی حرف دل بود.

سمیرا said...

امیدوارم که از این موقع به بعد بتونی اون جوری که دوست داری زندگی کنی و کارایی که دوست داری رو انجام بدب....به به می بینم ملت رفتن فرانسه و محصولات ِ ایوروشه می خرن...تو ایرانم بود ولی کلی گرون بود

Mitra said...

man Offenburg hastam, ye shahre kuchuluii too alman, ke ba Strassburg 30 min fasele dare.
shoma ham ke nancy hastin, nemidunam daghighan ta strasbourg cheghadr fasele dare, amma nabayad kheyli dour bashe!
man ke blog nadaram, ye jaii faghat chand ta ghor ghor neveshtam;)

Mitra said...

rasti inam emailam:
zomithex1@yahoo.com

Anonymous said...

آناهیتا جان! بدجوری با نوشته های کوتاه و ساده و بی تکلفت ارتباط برقرار می کنم. شاد باشی

BA}{AR said...

سلام
من و سه نفر دیگر از دوستانم که امسال سی ساله شدیم تصمیم گرفتیم برای سی سالگی مان جشن بگیریم. اگر دوست داری با ما سی سالگیت را جشن بگیری بیا. یک کافه در آمستردام روز سی جون. به من ای میل بزن تا برایت آدرسش را بفرستم.
bahar.mehmani@gmail.com

آناهیتا said...

بهار جان
ممنون از دعوتت اما آمستردام کمی دور از اینجاست. و من هم هنوز واقعا سی ساله نشده‌ام.