Thursday, September 20

تمام مقدسین

شب، داخلی، راهرو ورودی منزل میچ
تری ظاهرا آمده که پس از یک روز پر کار به لوسی و میچ سری بزند، اما با یک تعارف ساده به نوشیدنی داخل شده .
چند لحظه بعد هم در آغوش میچ دارد از اظهار عشق مستقیش عذرخواهی می کند و قول می دهد که دیگر چنین رفتاری را تکرار نکند.
میچ: می توانی برای مدت کوتاهی منتظرم بمانی امیدوارم خیلی طول نکشد.
تری: ........
صدا و سیمای جمهوری اسلامی نه تنها صحنه بغل و بوسه را سانسور کرده، بلکه به نظرش رسیده اظهار عشق یک دختر مسیحی معتقد (گردنبند صلیب و تسبیحی که در مواقع سخت در دستان تری می بینیم یادتان هست؟ ) به یک مرد خانواده دار هم اصلا پسندیده نیست.
من و شما هم محکومیم فکر کنیم این میچ بود که شتابزده از ازدواجش پشیمان شد و نتوانست دل از تری ببرد.
پ ن : یک روز صبح، دو سه روز بعد از برگشتنم یک بسته کادو پیچ توی صندوق پست پیدا شد. بسته از استرالیا رسیده بود. خدا خیر بدهد به همسر مهربان و اینترنت پر سرعت و کارت اعتباری.

4 comments:

کمانگیر said...

داستانیه ها!

سمیرا said...

کادو چی بود؟ :دی

leila said...

باریه که وبتو می بینم وقتی دیدمت یادم رفت آدرس بگیرم ولی امروز یادم افتاد توی یاهو سرچ کردم تو رو بعد هم کاوه و وحید که همتون رو لینک کردم جلوی چشمم باشین بخونمتون .باورم نمی شد که اینقدر روون و قشنگ بنویسی من تمام پست ها رو از اول تا آخر خوندم الان ماه رمضونه و چون از خوراکی خبری نیست آدم می تونه ساعتها جلوی اینتر نت باشه الان دانشکده ام و امروز دوم مهره مدرسه ها دیروز باز شدن و مینو هم به مهد کودک جدید میره اگه از احوال فاطمه بخوای داره دوباره می ره برای کار .اگه وقت میکنی بیشتر راجع به اتفاقاتی که اونجا می افته بنویس واقعا تشنه ام بدونم .معمولا هر کی میره خارج یا طاقچه بالا میزاره یا یادش میره خیلی چیزها رو بگه واقعیت ها رو .به خاطر همین تصویر ما از اروپا گنگ و مبهمه با وجود اینکه همه در اطرافمون میرن اما تو خوب می نویسی .راستی تنهایی اذیتت نمیکنه؟ اصلا نمی تونم خودمو جای تو فرض کنم باید بگم که خیلی شجاعی

آناهیتا said...

سلام لیلا جان
ممنون از کامنت بلند و پر محبتت ، خلیلی لطف کردی
خودم هم دوست دارم بیشتر و مرتبتر بنوبسم گرچه که فکر می کنم چندان خوب و روان نمی نویسم
تنهایی هم راستی خیلی سخت نیست یعنی اولش هست اما بعد خیلی زود دوست پیدا می کنی. دوست هایی که گاهی خیلی هم آشنا اند.
موفق باشی و به مینو و فاطمه خیلی سلام برسون